که همه خسته میشوند از دنیا همه نا امید میشوند از دنیا
همه دنبال راه نجاتن
من که مدتهاست به این جا رسیده ام این روزها هر که را هم میبینم چون من شده
نمیدانم
یا من در جمع بریده ها زندگی میکنم
یا این شرط ظهور محقق شده ...

ای که مسیحایی نفسی
من که ندارم جز تو کسی
من به تو مشغول و تو مشغول که هستی؟
ای که به اشک و زمزمه ای
قتلگهی یا علقمه ای؟
یا که در آن گوشه شش گوشه نشستی
حتما دانلود کنید : http://s1.picofile.com/file/6849591546/khalaj.rar.html
(عکس برای دیروز میباشد توسط خودم )
امشب حال و هوایم مثال سیمرغی است که بر آسمان بقیع عاشقانه به پرواز در آمده ...
ظهر هنگام که دل ضعفه میان دلمان.. بس قدم رو میرفت؛ سفره را آوردیم
کاسه را آوردیم.
و کنار سفره ، غصه را آوردیم..
لقمه ها را پی هم می خوردیم..
غصه را هم (که دگر غصه تکراری بود) همچنان می خوردیم..
مادرم گفت دگر غصه بس است.
پدرم گفت خدا نزدیک است.
ما غذا را خوردیم.
و غذا پایان یافت.
غصه اما چون قبل همچنان جریان یافت..
قصه غصه ما قصه ی فاصله هاست....
قصه دوری هاست..
ماجرای پل هاست که همه هست خراب،
ماجرای دیوار که بسی هست بلند.
ماجرای حرفیست کز زبان می آید، و به گوشی نرسد.
ماجرای عشقی ست که میان می آید و به جایی نرسد..
قصه غصه ما بی پایان
و خطوط صفحه رو به پایان و کم است.
و امیدم به خداست، تا که روزی امید، ناجی و دادرس قصه ی پر غصه شود...
(حسین سامانی پور)
آنانکه روی شن های روان طرح کاخ هزار در ریختند و در همسایگی نان و پیاز
در مطبخ خانه شان بره کباب شده بریان میکنند دشمن علی اند
اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیکر آلالهها، اربعینی میگذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.
از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.
اربعینی با دختر کوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دلها گفتیم و شکوهها روانه کردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین کشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام کردیم.
کربلا ؛ این خارستان خشک و بیآب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار میطلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیرهالظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى کوتاهى نکرده و از اینجاست که امام حسن عسکرى علیهالسلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.
پیروان و دوستان امام حسین علیه السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند که جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم روایت کرده است: «کسى که قومى را دوست دارد با آنها محشور مى شود و کسى که عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مىباشد».
دلهایمان بیتاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.