حسین را فاطمه شیر نداد. نه فاطمه ، نه هیچ زن دیگری.
وقتی که به دنیا آمد ، فاطمه شیر نداشت که به او بدهد.
هیچ زنی هم پیدا نشد که دایه اش بشود.
محمد انگشتش را در دهان حسین می گذاشت.
او می مکید و این مکیدن برای دو سه روزش کافی بود.
گوش و خون حسین می روییید از گوشت و خون محمد .
۱ نظر
۰۲ شهریور ۹۱ ، ۱۴:۱۹